تبليغاتX
جوجو پر

جوجو پر

نوشته های من از همه چیز و هیچ چیز + مطالب اقتصادی

زنگ ها برای که به صدا در می آیند ؟!؟

 

نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران
در ضرب المثلهاي قديمي داريم كه :
عروس تعريفي گوزو از آب در اومد


يه چند صباحي است كه اين ضرب المثل ،  ذهن منو به خودش مشغول كرده و دارم به اين فكر ميكنم كه از ميان دوكانديداي مطرحي كه بيشتر در كانون توجه عموم قرار دارندكدومشون گوزوترن ؟


واقعا اين يه مسئله مهمه كه كمتر كسي بهش توجه ميكنه !!!
به نظر من اگه كانديداهاي محترم توي برنامه ها و مناظره هاي تلويزيوني خودشون به مسئله گوزيدنشون هم توجه ميكردن خيلي از مشكلات مملكت ما حل ميشد.


ببينيد بذاريد بحث رو براتون باز كنم : مثلا اگه كانديداها دقيقا بيان و درباره نرخ گوز ، نرخ رشد گوز ، قيمت اسمي و واقعي گوز ، شاخصهاي عددي گوز ، ميزان گوزيدن در واردات ، رشد گوز در صادرات ، نرخ بهره گوز ، استهلاك گوز ، تاثير سرمايه گذاري روي گوز و خيلي چيزاي ديگه كه رابطه ى مستقيمي با گوز داره صحبت ميكردن خيلي از مشكلات ما خود به خود حل ميشد و ديگه احتياجي نبود بيان از ننه جون و خاله جون و 300ميليون و اين جور چيزا حرف بزنن و وقت من و شما رو بگيرن.


ببينيد من بي تربيت نيستم ولي واقعيت ها رو بايد گفت، آدم بايد شجاع باشه و حرفش رو بزنه. اگه كانديداهاي محترم توي هر دوره اي يه مقدار به مسئله ى گوزيدن توجه ميكردن و سعي ميكردن اين گوزيدن رو درست و با همكاري هم كنترل كنند ، و سعي كنند كه زياد صدا نداشته باشه ، اون وقت مجبور نبودن به جاي گوزيدن كه حداكثر خودشو توي صدا و يه مقدار هم بو نشون ميده ، شروع كنند به ريدن...


كاري ندارم كي ؟
ولي بعضي ها اينقدر بد گوزيدن ، و اينقدر به معده خودشون توجهي نكردن تا آخرسر مجبور شدن برينن
اينكه الان اينقدر صريح همشون بر ميگردن به همديگه ميگن :
فلاني ريده به مملكت ، فلاني ريده به مملكت
نخير اين طوري نيست ، اين ريدنها نتيجه بي توجهي به گوزهاست
اين گوزها با توجه به ماهيتشون درست مثل زنگ خطر ميمونن ، فقط يه خورده صداشون خفن تره
پس بياييد دست به دست هم بديد و از الان به بعد يه خورده بيشتر به صداهاي گوزاتون توجه كنيد و به اين نكته ى مهم هم توجه داشته باشيد كه :

گوزها براى كه به صدا در ميآيند...

 

 

حالا به نظر شما كدومشون گوزوترن و چرا ؟
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  | 

ایجاد انگیزه بهترین راه رفع تنبلی

سلام بر جوجو تنبلای بلا

ما که میدونیم دانشجو یعنی مشروطی یعنی مردودی ما دیگه چرا...

ما که می دونیم مردودی یعنی اخراجی ما دیگه چرا...

ما که میدونیم جوجوی فارغ التحصیل بی مدرک یعنی چی ما دیگه چرا...

ما که میدونیم جوجوی عاشق یعنی چی...

ما که میدونیم دلتنگی دوریه استاد و همکلاسی و جزوه ی دوستامون یعنی چی ما دیگه چرا...

ما که میدونیم هیچ وقت از رفتن به دانشگاه و درس خوندن خسته نمیشیم ما دیگه چرا...

ما که میدونیم تو دانشگاه یه انگیزه های هست که تا بهشون نرسیم ول کن نیستیم  ما دیگه چرا...

انگیزه از این بهتر هر چی بیشتر بمونید با انگیزه تر میشید هدف جدید پیدا میکنید...  

شما تنبل بلا ها هم بهتره کمتر بهونه بیارید برید بگردید دنبال یه انگیزه قوی برای ادامه تحصیل و موندن برای بدست آوردن...

(همکلاسی با انگیزه ،همدوره خوب،استاد مهربون ....)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جوجو طلایی  | 

خوشحالم.و.بیحالم

سلام

جدیداْ دارم کلاس میذارم دیر دیر آپدیت میکنم ُ به تو چه...

آره دارم برای بابام کلاس میذارم ُ به تو چه...

آقا جون اصلا نمیخوام وارد دنیای مجازی بشم ُ به تو چه...

نه به خاطر امتحانات نیست ُ

نه به خاطر اینکه سرم خیلی شلوغ شده نیست ُ

نه به خاطر بیکاری و فکر بیخودی هم نیست ُ

نه بابا ! معتادم نشدم ُ

میخوام درش بخونم ُ اگه بشه ُ این ترم به معنای واقعیه کلمه تر زدم

۲ هفتس برنامه ریختم ولی نمیتونم

من آدم سست عنصری هستم

خداااااااااااااااااااااااااااااااا

چیکار کنم

؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  | 

بیا بریم اونجا...بریم اونجا...بریم اونجا...اینجا نه


ما آدم ها عجب آدمهاى جالبى هستيم . مثل اسب باوقار ، مثل سگ با وفا ، مثل گورخر دو رنگ ، مثل موش ترسو ، مثل خر ساده ، مثل روباه مكار ، مثل گرگ دريده ، مثل گوسفند سر به زير ، مثل شير پر ابهت ، مثل خرس تنبل ، مثل كلاغ خبرچين و خلاصه اكثر ما آدمها شبيه همه چيز هستيم غير از آدم
دارم به اين فكر ميكنم ، نكنه اون آدمى كه خدا خلق كرده نسلش منقرض شده
اگه اين طور نيست ، پس كجاست اون صفات انسانيتى كه هر كدوم از ما بايد داشته باشيم
نداشتيم
يا  يادمون رفته كى بوديم و كى هستيم و چه چيزايى داشتيم
و مهتر از همه اينكه
بايد چطورى باشيم
چرا اگه چيزى رو نداريم يا فراموش كرديم كه داشتيم و يادمون رفته ازش استفاده كنيم دوباره تو خودمون بوجود نمياريمش
چرا سعى نميكنيم خودمون ، خودمونو تربيت كنيم
چرا ؟
چرا يادمون ميره براى چى اومديم اينجا
چرا يادمون ميره يه روزى دوباره ميخوايم بريم اونجا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  | 

دیگه دماغ و دلی برام نمونده...

آخ که چقدر سخته وقتی میبینی که اشتباه دیدی

آخ که چقدر سخته وقتی میبینی که اصلا ندیدی

آخ که چقدر سخته وقتی میبینی که داری چی میبینی

آخ که چقدر سخته وقتی میبینی که اونجور که دوست داشتی ندیدی

آخ که چقدر سخته که ببینی

آخ که چقدر سخته که اشتباه دیدنت رو قبول کنی

آخ که چقدر سخته که  تو روز روشن یکی بهت بگه الان شبه

آخ که چشمم کور ....    دندم نرم ....    میخواستی نبینی ....

اصلا میدونی چیه :

ندانی و نبینی و بمیری بهتر از آن است که بدانی و ببینی و بمیری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  | 

چجوری بگم که روی نمونده برام

سلام دوباره مرا از مرکز فرماندهی جوجو های اسیر مقیم  مرکز پذیرا باشید

میخوام واقعیتی رو براتون بازگو کنم که تلخه مثل نبات و شوره مثل شیرینی

چجوری بگم که روی نمونده برام:

صاحب وبلاگ یا همون قالب ساز و طراح قالب که همون دانشجوجو محبوب دلهاست یکم خودشو لوس کرده و تصمیم داره از طریق سنجش معیار محبت عزیزانشو با یه سنگ محکی محک میزنه

از شما دوستان گرامی خواهشمندم در این سنجش محبوبیت شرکت نموده و با یک پیغام محبت آمیز این دانشجوجو خسته رو با حمایت خودتون شاد و شارژ کنید تا دوباره بتونه به آغوش گرم این جامعه برگرده

 

با سپاس فراوان ار شما حامیان دانشجوجو

 

  

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  | 

عنوان خاصی که نداره

من به عنوان جوجه طلایی تازه وارد از حمایت شما سروران گرامی که حامی و پشتیبان جوجو کوچولوها ی مقیم مرکز هستید تشکر میکنم و آرزو مندم در این مدت که در کنار شما سروران گرامی ارائه خدمت میکنم مایه مباهات و سرافرازی دانشجوجویان گرامی باشم

باسپاس فراوان

ارادتمند شما جوجو طلایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  | 

سال نو ...

یه چند روزیه که وارد سال جدید شدیم و من به خاطر اتفاقاتی که توی همین چند روز گذشته افتاد نتونستم بیام آپ کنم.
یکی نیست بگه بابابزرگ حالا وقت رفتن بود ، این همه وقت !!! چرا عید ؟
بابابزرگ : آخه نوه گلم ، اگه دست من بود که الان نمیرفتم
نوه گل : نه بابا بزرگ ، تو گول ننه سرما رو خوردی ، آخه زن میخواستی به خودم میگفتی ، چرا با رفتن ننه سرما تو هم گذاشتی رفتی
بابا بزرگ : گفتم که اگه دست من بود الان نمیرفتم ، ولی چیکار کنم که دست منو تو نیست ، بخوای نخوای میبرنت ، مهم اینکه آماده رفتن باشی ، یادته زنده بودم همیشه میگفتم ( خدا آخر و عاقبت ما رو تو دنیا و آخرت ختم بخیر کنه) ، وقتی ختم بخیر که کنه دیگه ترسی از رفتن نباید داشته باشی ، به هر حال ما که رفتیم ولی دوست دارم بهم قول بدی فراموشم نمیکنی و به یادم هستی ....
.
.
.
بله عید امسال ما اینجوری شروع شد ، خدا کنه  هم امسال ،هم تمام سالهای زندگیمون ، هم تموم شدن عمرمون خوب تموم بشه و به قول بابا بزرگ :
خدا آخر و عاقبت هممون رو ختم بخیر کنه

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  | 

پیشته ... چخه ... پیشی بد

 

نمیدونم چطوری بگم ولی شاید بشه این جوری ربطش داد که :
فکر کن یه بچه گربه با دستش بیاد بزنه پشت آقا شیره و بگه چطوری عمویی !!!
آقا شیره چه احساسی پیدا میکنه ، بین اینکه گربه رو یه لقمه چپش کنه یا به جوونی و حماقت گربه رحم کنه میمونه و ...
منم الان دقیقاً یه همچین احساسی دارم .


چرا ؟
چرا بعضی آدمها این طوریند !!!
چرا فکر میکنند ، که فکر میکنند ...
چرا وقتی خدا بهشون قدرت فکر کردن نداده از چیزی که ندارن استفاده میکنند !؟!؟
مگه آدم میتونه از چیزی که نداره ، استفاده ای هم ببره ؟
توی این فکرها بودم که فکرم بهم گفت :
ول کن بابا
بذار راحت باشد ، پز نداریاشون رو بدن
خوب بدن  ولی دیگه چرا رو مخ من ، رو مخ تو ، یا رو مخ ملت راه میرن؟
دوباره فکرم زد رو شونم گفت :
خوب بذار هم راه برن ، هم پز نداریاشون رو بدن
حوصله ندارم زیاد کشش بدم ، فقط اینو فهمیدم که این آدمها همون بهتر که راه برن و بدن
آقا بدید ... راه برید و بدید....همون بهتر که بدید .... شما ندید کی ...
داشتم عصبانی میشدم و هی میگفتم بدید ،بدید که دوباره فکرم زد پس کلم و گفت : تو هم که داری اونجوری میشی !!!  دیگه هیچی نگفتم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  | 

دوست مساوی زرشک + رفاقت برابر تمشک = برو پیش پزشک

 

سلام  ، بر اثر اصابت گلوله ای به قلبم و جراحات و صدمات وارده  احساساتم زد بالا و شعری از خودم در کردم البته بی صدا


من چی بگم به اسم این رفاقت
 از بس که توش بود پره  از کثافت
کثافت و دو رنگی و زبونی
بازم بگم خودت بهتر میدونی
ریا بود و دروغ بود و کلک بود
دوست دارم ، من میخوامت تمامش پره لک بود
ول کن بابا حال داریا دیونه
با چشم باز نگاه کن به زمونه
رفیق چیه
دوستی کجاست
تو که تاحالا تنها بودی ، زمین به آسمون رسید
یا نکنه خورشید خانم ، نورش به دنیا نرسید
این و نفهمیدم هنوز
تنها نبودم تاحالا
هر جا بودم ، هر چی بودم
اون رفیقه  اصله کاری
پیشم بوده ، یارم بوده ، همدم و همراهم بوده
هر چی بودم ، هر کی بودم
مقصرم خودم بودم
خدا کجا ، رفیقای دنیا کجا
یه روز این جا ، یه روز اونجا
مثل زبل خان همه جا
یه روز با این ، یه روز با اون
خسته شدم از همشون
خدا ، برس حسابشون
منم ببر از پیششون
تا که نشم هم کیششون
خدا فقط تو رو میخوام
تو هم بخواه که کم نخوام
حالا که من تو رو دارم
به جون دخترم خدا ، غم ندارم
غم ندارم غم ندارم غم ندارم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دانشجوجو  |